خرید بک لینک
دیشب دوباره دعوای شدیدی داشتیم. از روز قبلش البته شروع شده بود. از آنجا اشتباه کلامی من را به تمسخر گرفته بود و نزد دیگران به من خندید و من هم از خجالتش درآمدم چشم غره ای رفتم. بماند که طلب کار شده بود. دیشب دوباره شروع شد درگیری ها. طاقتم تاب است. برایش بلیط برگشت گرفتم تا برگردد ایران و من خلاص شوم از همه رنج هایم. اما آن کولی بازی هایش و گریه های تهوع آورش باعث شد بلیط را کنسل کنم. حالا من ام و غربت و تنهایی و این وبلاگ.

برچسب: من و تو,من وضع النقاط على الحروف,سایفون,من وسائل اتخاذ القرار,پلاس,چت,موزیک,من وصايا الرسول,من وراء,من و مامان, نویسنده: ابوالفضل کریمی تاريخ: سه شنبه 20 مهر 1395 ساعت: 4:00

چند روز است بی وقفه "آیه اندوه" کیانا کیارس را گوش میدهم. حالم را خراب تر می کند اما نمی توانم گوش ندهم. با بغضی مرگ آور گوش میدهم. در سوگ پدر است. تاکنون شعری چنین زیبا در توصیف پدر نشنیده بودم. از سالها پیش مرا فقط با خدا یک عهد است. زودتر از پدر و مادرم بمیرم. خدایا همین یک عهد را بر عهد بمان.

برچسب: دانلود آهنگ آیه اندوه, نویسنده: ابوالفضل کریمی تاريخ: چهارشنبه 14 مهر 1395 ساعت: 21:36

ای مرگ مرا صمیمانه در آغوش کش. مرا به جایگاه عدمم ببر. مرا به آسودگی بی خبری برسان. مرا از شر همه افکار و دردهای پنهان و پیدایم برهان. مرا طاقت تاب است.

برچسب: آغوش مرگ,اغوش مرگ شعر,رمان اغوش مرگ,در آغوش مرگ,هم آغوش مرگ,دانلود رمان آغوش مرگ,دانلودرمان اغوش مرگ,در آغوش مرگ baharinbahar,رمان در اغوش مرگ,خلاصه رمان آغوش مرگ, نویسنده: ابوالفضل کریمی تاريخ: دوشنبه 12 مهر 1395 ساعت: 12:24

داشتم چیز می نوشتم. پاک کردم بس که ابلهانه و بی محتوا بود. کی از من بی محتوا رها میشوم؟

برچسب: بی محتوا,لید بی محتوا,نمونه لید بی محتوا,وبلاگهای بی محتوا,موسیقی بی محتوا,مترادف بی محتوا,مثال لید بی محتوا, نویسنده: ابوالفضل کریمی تاريخ: يکشنبه 11 مهر 1395 ساعت: 13:49

دیشب جای خمیر دندان داشتم مایع دستشویی میریختم رو مسواک.

---

ولی خوب به موقع یادم افتاد که اون خمیردندان نیست. نریختم

خوب میشم نه؟؟؟

برچسب: نویسنده: ابوالفضل کریمی تاريخ: چهارشنبه 7 مهر 1395 ساعت: 4:13

داشت باهام چت می کرد در مورد لپتاپ جدید که تازه خریدیم.گیر داده بود به یک چیزی. اول فکر کردم داره شوخی می کنه. بعد دیدم نه جدیه. باز شروع کرده تهمت زدن. سرمو می خوام بکوبم رو دیوار. من حالم بهتر بود یکم دیروز و امروز. واییی الان دارم دیوونه میشم. نمی تونه ببینه حالم یکم خوبه. نمی تونه. نمیتونههههههه.

---------

پ.ن: سخته انتقال حس تو نوشته. ولی خون داره خونمو می خوره.

برچسب: نویسنده: ابوالفضل کریمی تاريخ: چهارشنبه 7 مهر 1395 ساعت: 4:13

دوستی از پاییز و مهر نوشته است. بهانه ای شد تا من هم بنویسم ازین فصل عاشقانه های رنگارنگ. ازین مهر پر مهر. من مرد پاییز و زاده یکی از روزهای اول مهرم. بهار من پاییز و شروع من مهر است. نمی دانم چه داستانی است که هرسال پیش از زادروزم هربار آشفته میشوم گویا آماده انقلابی در خودم که مژده بهتر شدنم را میدهد بیشتر انسان شدن و کمتر بد بودن. من زاده مهرم، بهار من پاییز و شروع من مهر است خوشا اگر پایانم هم مهر باشد.

برچسب: به بهانه پاییز, نویسنده: ابوالفضل کریمی تاريخ: پنجشنبه 1 مهر 1395 ساعت: 18:31

صفحه بندی